+ - x
 » از همین شاعر
1 تلخ و شیرین
2 من و اختیار
3 انسان نامریی
4 بی دروغ
5 جهنم در جزیره
6 شکر خدا
7 از شب تا فردا
8 بیتویی های من
9 کوچ
10 شب و هذیان و تنهایی

 » بیشتر بخوانید...
 فش فش دیگ بخار
 گفتی که زیان کنی زیان گیر
 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
 اگر درد مرا درمان فرستی
 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
 ای سخت گرفته جادوی را
 یک کوچه ی باران زده...
 کاندید شو! کاندید شو! آدم حسابت می کنم
 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از انتظار می گذرم، درد می شوم
در فصل فصل فاصله ها، سرد می شوم

تا می روم که گام به فردا نهم، دریغ،
بازیچه ی گذشته ی نامرد می شوم

از اعتماد ِخسته و پیوند شامها
در ناگهان عشق، ز خود طرد می شوم

در چارراهِ جنگل تردید و اضطراب
چون بیدِ پیرِ صاعقه پرورد می شوم

در من حقیقتی ست گلو سوز، سالهاست،
با خنده، روی آیینه ها گرد می شوم

با ازدحام، شانه به شانه تمام روز،
شبها درون خلوت خود، فرد می شوم

***

در من هزار بار̊ شکستن، رسیدن است
هرچه که عشق برسرم آورد، می شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *