+ - x
 » از همین شاعر
1 حالا و همیشه
2 عشق یعنی
3 شکر خدا
4 چراغ اندیش
5 تقلا در تهی
6 فاصله، معنی دیگر شب
7 از شب تا فردا
8 در میان دو تهی
9 امشب، هرشب
10 تعبیر بی خوابی

 » بیشتر بخوانید...
 جوهر مردی
 ای عربده کرده دوش با من
 شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
 یک هفته شده مرا پریشان کردی
 به غم فرونروم باز سوی یار روم
 ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصا
 با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
 بشر تا از مقام خود فتاد است
 آیینه بر خاک زد صنع یکتا
 من و زندگی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مشتی نهفته در تو و دیوار در من است
این زخم̊ سالهاست که بیدار در من است

تاریخِ تازیانه و سنگ است بر تنت
آیینه ی شکسته ی بیزار در من است

تابوت̊ روی دوش تو رقصد تمام روز
هر شام̊، سوگواری تکرار در من است

آنگه که پشت پنجره ات چشم گرگهاست
ترس و تفنگ در تو و رگبار در من است

فریاد خشم و فاجعه و مرگ و انتحار
در کوچه ی تو بوده و انگار در من است

***

وقتی که با طناب ترا اوج می دهند
آن جیغِ دلخراش ِ ته ِ دار در من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *