+ - x
 » از همین شاعر
1 فاصله، معنی دیگر شب
2 فرا انتظاری
3 یک ناگهان
4 دگراندیش
5 شکر خدا
6 جهنم در جزیره
7 فریادی از کوچه
8 در تنور فاصله
9 چراغ اندیش
10 مرور یک گرداب

 » بیشتر بخوانید...
 گل کو
 سرافرازی ذلت
 حسن خدایی
 وداع
 تیک هی
 دو صد دانا درین محفل سخن گفت
 از چه آهوان تست نشهٔ رميدنها
 در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
 عاشق روی جان فزای توییم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مشتی نهفته در تو و دیوار در من است
این زخم̊ سالهاست که بیدار در من است

تاریخِ تازیانه و سنگ است بر تنت
آیینه ی شکسته ی بیزار در من است

تابوت̊ روی دوش تو رقصد تمام روز
هر شام̊، سوگواری تکرار در من است

آنگه که پشت پنجره ات چشم گرگهاست
ترس و تفنگ در تو و رگبار در من است

فریاد خشم و فاجعه و مرگ و انتحار
در کوچه ی تو بوده و انگار در من است

***

وقتی که با طناب ترا اوج می دهند
آن جیغِ دلخراش ِ ته ِ دار در من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *