+ - x
 » از همین شاعر
1 دو بن بست
2 فاصله، معنی دیگر شب
3 شکر خدا
4 عشق یعنی
5 در پله ها
6 من و زندگی
7 پگاه
8 فریادی از کوچه
9 فرار
10 خواب ناتکرار

 » بیشتر بخوانید...
 تقصیر عشق بود
 چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن
 جان به فدای عاشقان خوش هوسیست عاشقی
 خودکاوی
 سر سرگشته ام سامان نداره
 بگردان شراب ای صنم بی درنگ
 بیایید بیایید به گلزار بگردیم
 جود الشموس علی الوری اشراق
 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیگر از انتظار خسته شدم
از دروغ ِ بهار خسته شدم

ابر دریا بدوش! می سوزم
بر زمینم ببار! خسته شدم

درد ناگفته یی، مرا عمریست
میکُشد باربار، خسته شدم:

هر درختی که سبز می گردد
می شود چوبِ دار، خسته شدم

باغ خواب است و رام، آنسوتر
حیله ی خوابدار، خسته شدم

می فروشم گلو گلو فریاد
میزنم هر چه جار، خسته شدم:

باغ ِ خاموش! باغ قربانی!
باغ ِ بی اعتبار! خسته شدم

آی! دزد است، ریشه می دزدد
کشتِ بی اختیار! خسته شدم

غارت تخم و دانه و برگ است
آی برخیز، یار! خسته شدم

باغ ِ لشکر گشای داس و تبر!
باغ ِ دشمن- تبار! خسته شدم

باغ ِ آیینه های بی خورشید!
گمشده در غبار! خسته شدم

چشم بر ره که یار مییاید
از ره ِ بی سوار خسته شدم

***

می گریزم ز درد بی فردا
دیگر از این فرار خسته شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *