+ - x
 » از همین شاعر
1 بیتویی های من
2 ناگفته ها در نگاه
3 امشب، هرشب
4 حالا و همیشه
5 مرور یک گرداب
6 فریادی از کوچه
7 یک ناگهان
8 اضطراب آیینه
9 بی دروغ
10 از تو چه پنهان

 » بیشتر بخوانید...
 عقبه ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
 مطرب چو زخمه ها را بر تار می کشانی
 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
 صدا صدای خداست
 زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
 بیا که جام مروت دهیم حوصله را
 امشب چه باعث است که خوابم نمی برد
 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی
 چیست با عشق آشنا بودن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مرا از لحظه ها دزدی بکن، زندانی ام امشب
ز دریا مانده یی، چون ابر بی بارانی ام امشب

دلم را می فشارد درد تلخ نارسیدنها
مسافر های راه دورِ بی پایانی ام امشب

چراغ کوچکی در خلوتم روشن به یاد توست
چو رقص سایه بر دیوارها لرزانی ام امشب

مرا می راند از خود دختر خوابم به کابوسی
میان روز و شب تکرار بی سامانی ام امشب

چو دیوار شبم، آهسته می لرزم ز گام صبح
بیا! در انتظار لحظه ی ویرانی ام امشب

سفر بیهوده چون برگی، به روی آبها؟ هرگز!
به آتش می شکوفم، رویش چندانی ام امشب

نیَم آن آدمِ تنهای خودآزار تسلیمی
همان ابلیس مست ِعشق و نافرمانی ام امشب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *