+ - x
 » از همین شاعر
1 مرور یک گرداب
2 خودکاوی
3 پگاه
4 در تنور فاصله
5 پاندول ساعت
6 جهنم در جزیره
7 کوچ
8 من و زندگی
9 دگراندیش
10 آنسوی شعر

 » بیشتر بخوانید...
 یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
 نوبهار دگری می وزد از سوی نفس
 ز می که صد ره نشان ازو بود آن شراب مدام ما
 پدرم
 باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
 گر من ز دست بازی هر غم پژولمی
 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
 چندان که نگاه می کنم هر سویی
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 ای غایب از این محضر از مات سلام الله

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر زخمی چراغان شد، شما شکر خدا گفتید
اگر خوابی پریشان شد، شما شکر خدا گفتید

اگر بیگانه جنگ آورد، اگر زنجیر و سنگ آورد
اگر خنجر نمایان شد، شما شکر خدا گفتید

اگر بر ناله های تان، کسی دیوار و دار افراشت
قناری سنگباران شد، شما شکر خدا گفتید

اگر از عشق حرفی شد، به مرگ او کمر بستید
اگر عاشق به زندان شد، شما شکر خدا گفتید

اگر خورشید قد افراشت، درب خانه را بستید
اگر آیینه پنهان شد، شما شکر خدا گفتید

تباهی با خودت آمد، و یا بیگانه یا شیطان
و یا ناخوانده مهمان شد، شما شکر خدا گفتید

اگر در کشت تان باروت، اگر بر دوش تان تابوت
اگر نابودی آسان شد، شما شکر خدا گفتید

اگر آن گرگ ِپیر جنگل تاریخ، با نیرنگ
شبان رمه ها تان شد، شما شکر خدا گفتید

خدا را در میان خون و خنجر جستجو کردید
اگر ابلیس سلطان شد، شما شکر خدا گفتید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *