+ - x
 » از همین شاعر
1 حالا و همیشه
2 تاریخ تلخ
3 پاندول ساعت
4 شب و هذیان و تنهایی
5 ناآشتی
6 در تنور فاصله
7 نارسیده به سکوت
8 از شب تا فردا
9 پگاه
10 فرار

 » بیشتر بخوانید...
 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
 مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
 عید نمای عید را ای تو هلال عید من
 برخیز و مخور غم جهان گذران
 علف شدم لبِ كلكین و یار، سم پاشید
 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
 پادگان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تقدیم به قربانیان شهر میمنه


شهرِ قربانی
چشم های بیگناه ِ بره ها
آی ابراهیم!
مگر خدا فراموشت کرد
اینبار گلوی پسرت را بریدی
عیدت مبارک
به خدا رسیدی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *