+ - x
 » از همین شاعر
1 ناگفته ها در نگاه
2 چراغ اندیش
3 آنسوی شعر
4 فرا انتظاری
5 از باغ تا بن بست
6 دگراندیش
7 نیمه راه
8 تقلا در تهی
9 من و زندگی
10 در پله ها

 » بیشتر بخوانید...
 فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
 آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا
 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
 به خیابان نگاه میكنم
 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
 رازست محرمانه بمغز سخن برس
 یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
 سی و هفتم
 خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای کاش مهربانی دریا شوم شبی
چون رقص آب در رگ صحرا شوم شبی

گرداب انتظارم و ای کاش در خودم
با گامهای سبز ِ تو فردا شوم شبی

آیینه ام که زشت شدم بی تو، می شود؟
با خنده های گرم تو زیبا شوم شبی؟

ای کاش در سیاهی چشم تو ناپدید،
در روشنای دست تو پیدا شوم شبی

چون خط استوار ِ موازی، که چه؟ بیا،
تا با تو عاشقانه چلیپا شوم شبی

مصلوبِ درد فاصله گشتم به نام عشق
گفتم به این بهانه مسیحا شوم شبی

چون خط سومم، که نه خود خوانم و نه غیر
ای عشق چاره کن! خط خوانا شوم شبی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *