+ - x
 » از همین شاعر
1 خودکاوی
2 فرار
3 از تو چه پنهان
4 خواب ناتکرار
5 عید تلخ
6 بی دروغ
7 یک اتفاق ساده
8 قصه یی برای کودکم
9 از شب تا فردا
10 ناآشتی

 » بیشتر بخوانید...
 صنما این چه گمانست فرودست حقیر
 تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی
 بود سرگشتگيهايم نشان رهبريهايش
 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
 چون آینه رازنما باشد جانم
 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
 هر که بهر تو انتظار کند
 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
 دور از رخت سرای درد است خانه من
 تبسم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

دو دستم بوی تنهایی گرفت از انتظاریها
سفر در خویش می بافم ز پرواز قناریها

ازل- ابرم، شبی دردی مرا تقدیر باران داد
ولی افسوس باریدم به راه ِ بی سواریها

گلاویزم به نام عشق با گرگان تاریکی
چراغ درد روشن کرده ام با زخمداریها

تو می رفتی ومی لرزاند ترسی ریشه هایم را
به هر گامت رقم می خورد در من بی بهاریها

رفیق نیمه راه من! برو، اما بگو با من!
کجا خواهی رسید آیا، از این از خود فراریها؟

زمین و آسمان تأریخ توفانی شبیه ی من
چه بنویسم؟ که دلتنگم، دگر از خودنگاریها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *