+ - x
 » از همین شاعر
1 خاطره باغ
2 دری و فارسی
3 دانشگاه
4 شایسته سالاری
5 سیمای در غبار

 » بیشتر بخوانید...
 پیام
 ز شام ما برون آور سحر را
 خدایا داد از این دل داد از این دل
 شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
 فرست باده جان را به رسم دلداری
 خلوت شاعرانه ام هوس است
 در ازدحام درد
 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
 گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

از" آریا" که آمده، دری و فارسی
پروردۀِ یک دهکده، دری و فارسی

نازم که در ثقافت و فرهنگِ آریا
تا پَهلَوِی که سر زده، دری و فارسی

از گنجۀ نظامی وتا بلخ باستان
تا هند و سند آمده، دری و فارسی

با لاهوری وخسرو و... بیدل ِدهلوی
سرتاج ِقرن چارده، دری و فارسی

بردَوره های طاهروصفارو...غزنوی
دانشگه ودانشکده، دری و فارسی

گرانبها چو زیورِ اعصار پرشکوه
درج هزار آبده، دری و فارسی

جام می وصراحی ومینا وچنگ ونی
خم خمار میکده، دری و فارسی

فردوسی وسینا و منوچهری را زبان
دنیای" مولوی" شده، دری و فارسی

لفظِ" یما"و"بهمن و"کیانیان بلخ
آهنگ آتشینکده، دری و فارسی

آمدکه دین حق بزبان پیامبرش
بشکست بت و بتکده، دری و فارسی


آیینۀ کمال و جمال زمانه ها
بزم شکوۀ عربده، دری و فارسی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *