+ - x
 » از همین شاعر
1 سبز و نغز و مغز
2 زندگی ارزد به تن
3 کارت معافیت
4 هر ثانیه چو قرن بمیرد
5 حرارت دادن واژه
6 واژه ی منفی
7 تماس پای خورشید
8 اگر با تو نبودم
9 چراغ گل
10 سیاهی هوش

 » بیشتر بخوانید...
 دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
 بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش
 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
 دیدم رخ خوب گلشنی را
 ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
 نوازش
 بيا در ديدۀ ما آشيان کن
 بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
 من که حیران ز ملاقات توام

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

به روان نور گفتم که من آن صدای شرقم
به میان آب رفته به شکوفه زار غرقم

تو دیگر میا میازار که به خاک خورده جانم
که ز ابرها تکیده همه آتش- آب و برقم

تن کهنه قصر بلخم که ز گرد طعنه خور ام
که به زیر پای جولا نَفَسَک زند رواقم

تو مگیر ز شاخه ام سخت که بیافگند شکستش
بگشا دو دسته آغوش که نهم به پات ساقم

تو بگو چه رفت بر من که ببستی دیده ام را
به گل و سمنت و ریگی بنهادی گل به طاقم

بشکستی خنده هایم بستودی گریه هایم
نگذاشتی که روید گل مرسل مذاقم

*

شبیه درخت خرما که به هر جزیره روید
گهی در حجاز شادی گهی اشک صد عراقم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *