+ - x
 » از همین شاعر
1 تن کهنه قصر بلخم
2 کارت معافیت
3 بوسه گاه عاطفه
4 باغ وحش
5 در بیصدایی
6 وطن
7 مه نشین عاطفه
8 اگر با تو نبودم
9 باژگونی
10 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را

 » بیشتر بخوانید...
 افسانه تلخ
 باز فروریخت عشق از در و دیوار من
 ای که جان ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
 دل با دل دوست در حنین باشد
 خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
 اگر چه لطیفی و زیبالقایی
 ز دل نقش جمالت در نشی یار
 می شناسد پرده جان آن صنم
 ای درد تو آرام دل من
 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

عاشقانه ترین حرف هایم را
در صمیمیت یک روز
بذر سینه ای خواهم کرد
که عاشق ترینِ سینه ها باشد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *