+ - x
 » از همین شاعر
1 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
2 زندگی بشتافت، یا من؟
3 در سوگ استاد شکوری
4 ای دوست خدا حافظ
5 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
6 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
7 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
8 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
9 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
10 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک

 » بیشتر بخوانید...
 مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم
 عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
 عاقبت از عاشقان بگریختی
 ياد آن زمان که خط به رخت نارسيده بود
 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
 ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
 روزی که گذر کنی به گورم
 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
 مطربم سرمست شد انگشت بر رق می زند
 بخش سوم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
می روم در بی خودی از خویش عاری می شوم

می کُشم این بودن چون سایه بی نقش و اثر
یک ترورستی ز نوع انتحاری می شوم

تا نسازد شعرم از چنگیز یک نوشیروان
فتو شاپ خامه را میکروب هاری می شوم

ساده بودم، ساختم آیینه ها از دوستی
اینک از نومیدی روی خود غباری می شوم

شرط باقی ماندنم در جنگلستان این بوَد
چوب داری می شوم یا زیب داری می شوم

بعد از این گم می شوم از جمع این بی آبرو
در ردیف چشمه ها چون اشک جاری می شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *