+ - x
 » از همین شاعر
1 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
2 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
3 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
4 گریه ی انگور ها در جام ها
5 در سوگ استاد شکوری
6 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
7 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
8 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
9 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
10 ای دوست خدا حافظ

 » بیشتر بخوانید...
 طعنه ساز
 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
 ای ساقی و دستگیر مستان
 بیست و هشتم
 من ضرب تیغ ابروی نازت شمرده ام
 هذا طبیبی، عند الدوآء
 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
 دوستی همرۀ بتان پوره به گپ نمی شود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
تن افسرده را جان می شوی آهسته آهسته

امید – این شمع در حال خموشی را
عجب زیبا نگهبان می شوی آهسته آهسته

مرا که درد عشق از دل فراری بود تا این دم
تو چون آیینه گردان می شوی آهسته آهسته

ترا در غربت احساس خود مهمان دل کردم
چو صاحبخانه میزبان می شوی آهسته آهسته

دگر نامحرمی هرگز نمی آید به ملک دل
در این ویرانه دربان می شوی آهسته آهسته


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *