+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
2 گریه ی انگور ها در جام ها
3 در سوگ استاد شکوری
4 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
5 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
6 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
7 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
8 ای دوست خدا حافظ
9 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
10 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو

 » بیشتر بخوانید...
 ندانم نکته های علم و فن را
 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
 در مدح بزرگان زمانه
 چرا
 نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
 گر آتش دل بر زند، بر مؤمن و کافر زند
 تا چند زنم بروی دریاها خشت
 چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی
 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
کنار تو رسیده بی کران می شوم، خدا

صفات تو که می برم، زمین می شود سما
در این میانه همچو کهکشان می شوم، خدا

تورا صدا نمی کنم، چو خود همیشه با منی
منم که از تو گه-گهی نهان می شوم، خدا

گر گهی ز رنج و یاس دلم شکست و پاره شد
به تو پناه برده پُرتوان می شوم، خدا

نبودی- جاذبه کجا؟ تو هستی، هست جاذبه
که از تو سوی تو چنین روان می شوم، خدا

مرا ز خود مران که من غبار درگه توام
و با تو در خودیی خود عیان می شوم، خدا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *