+ - x
 » از همین شاعر
1 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
2 در سوگ استاد شکوری
3 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
4 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
5 زندگی بشتافت، یا من؟
6 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
7 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
8 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
9 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
10 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا

 » بیشتر بخوانید...
 تنهایی در صورتم جیغ می زند
 در این سرما و باران یار خوشتر
 تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 آذرخش خیال
 یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
 عید تلخ
 این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
 نوبهار دگری می وزد از سوی نفس
 پل و زورق نمی خواهد محیط کبریا اینجا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من آمدم به خانه ات،مادر کجای تو
می بوسم آستانه ات، مادر کجای تو

دروازه سخت بسته و در حولی× از چه نه
آن دلگشا نشانه ات، مادر کجای تو

از غربت جدای ها چون جوجه آمدم
مشتاق آب و دانه ات، مادر کجای تو

دیشب به باغ گلفشان در خواب من، پدر
دستش به روی شانه ات،مادر کجای تو

آوه، چه سخت بوده است بی مادری، بیا
با قصه و فسانه ات، مادر کجای تو

بی تو غریب و بی کس و آواره می میرم
با یاد آشیانه ات، مادر کجای تو؟

× حولی - حیاط خانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *