+ - x
 » از همین شاعر
1 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
2 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
3 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
4 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
5 من زمستان وطن را یاد کردم
6 گریه ی انگور ها در جام ها
7 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
8 زندگی بشتافت، یا من؟
9 در سوگ استاد شکوری
10 ای دوست خدا حافظ

 » بیشتر بخوانید...
 این بار بمان كه شب درازی بكند
 فریاد زیر آب
 ای از نظرت مست شده اسم و مسما
 کرانی ندارد بیابان ما
 ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
 ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
 از اول امروز حریفان خرابات
 پندار
 روزم به عیادت شب آمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من آمدم به خانه ات،مادر کجای تو
می بوسم آستانه ات، مادر کجای تو

دروازه سخت بسته و در حولی× از چه نه
آن دلگشا نشانه ات، مادر کجای تو

از غربت جدای ها چون جوجه آمدم
مشتاق آب و دانه ات، مادر کجای تو

دیشب به باغ گلفشان در خواب من، پدر
دستش به روی شانه ات،مادر کجای تو

آوه، چه سخت بوده است بی مادری، بیا
با قصه و فسانه ات، مادر کجای تو

بی تو غریب و بی کس و آواره می میرم
با یاد آشیانه ات، مادر کجای تو؟

× حولی - حیاط خانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *