+ - x
 » از همین شاعر
1 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
2 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
3 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
4 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
5 زندگی بشتافت، یا من؟
6 من زمستان وطن را یاد کردم
7 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
8 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
9 در سوگ استاد شکوری
10 گریه ی انگور ها در جام ها

 » بیشتر بخوانید...
 قاب
 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
 بگویم مثالی از این عشق سوزان
 بخش چهاردهم
 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک
 دوبیتی های هزارگی بخش چهارم
 ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
 باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده ای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در سوگ استاد شکوری

"هر باد که از سوی بخارا به من آید"
با یاد تو ای مرد کلام و سخن آید

دیوار دگر دَور بخارا سخنت بود
شیوا سخنی کز در جان در بدن آید

از شهر بخارا نفس زنده ی تاجیک
از فیض وجود تو به طرف وطن آید

روشنگر کاشانه سامانی تو بودی
رفتی و غم و غصه ز هر انجمن آید

با رفتن پردرد تو از عالم فانی
پرچم به دوشنبه به نظر چون کفن آید

هر کس که از این پس سخن تاجیکی گوید
"اول سخنش نام تو اندر دهن آید"


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *