+ - x
 » از همین شاعر
1 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
2 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
3 گریه ی انگور ها در جام ها
4 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
5 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
6 زندگی بشتافت، یا من؟
7 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
8 من زمستان وطن را یاد کردم
9 ای دوست خدا حافظ
10 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک

 » بیشتر بخوانید...
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
 عیسی روح گرسنه ست چو زاغ
 چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
 اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
 از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
 شده ام سپند حسنت وطنم میان آتش
 فرار
 ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
 مثنوی زهره و منوجهر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *