+ - x
 » از همین شاعر
1 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
2 گریه ی انگور ها در جام ها
3 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
4 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
5 زندگی بشتافت، یا من؟
6 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
7 در سوگ استاد شکوری
8 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
9 ای دوست خدا حافظ
10 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته

 » بیشتر بخوانید...
 لحظه های خموش
 شور جنون درقفسی با همه بیگانه برآ
 تصویر آرزوها
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 ماه پیشونی
 چنان کز غم دل دانا گریزد
 چادر فیروزه ای هر باربر سر کن بهار
 کدام لب که از او بوی جان نمی آید
 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
 برگذری درنگری جز دل خوبان نبری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
ای عشق، اجتهاد تو را گریه می کنم

در تربت بهشتی مادر شکفته ای
احیای برتضاد تو را گریه می کنم

تو بوده ای و بوده ام اندر جهانِ شِرک
ایمان و اعتقاد تو را گریه می کنم

در گریه های خنده ی اندوه مرثیه
سوگ و عزای شاد تو را گریه می کنم

اکنون وجود تو خون است و روح و جان که من
اعجاز اتحاد تو را گریه می کنم

با گریه ها که خنده ی تقدیر آسی اند
پایان امتداد تو را گریه می کنم

دانم که عاقبت آهسته می کُشی مرا
آغاز انعقاد تو را گریه می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *