+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه ی انگور ها در جام ها
2 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
3 من زمستان وطن را یاد کردم
4 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
5 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
6 ای دوست خدا حافظ
7 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
8 در سوگ استاد شکوری
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 زندگی بشتافت، یا من؟

 » بیشتر بخوانید...
 زندگی ارزد به تن
 کفران
 یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
 عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
 رسوا
 هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
 تا بوی گل به رنگ ندوزد لباس ما
 نگفتم دوش ای زین بخاری
 روزی كه او به دور خودش « بیر و بار » داشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
ای عشق، اجتهاد تو را گریه می کنم

در تربت بهشتی مادر شکفته ای
احیای برتضاد تو را گریه می کنم

تو بوده ای و بوده ام اندر جهانِ شِرک
ایمان و اعتقاد تو را گریه می کنم

در گریه های خنده ی اندوه مرثیه
سوگ و عزای شاد تو را گریه می کنم

اکنون وجود تو خون است و روح و جان که من
اعجاز اتحاد تو را گریه می کنم

با گریه ها که خنده ی تقدیر آسی اند
پایان امتداد تو را گریه می کنم

دانم که عاقبت آهسته می کُشی مرا
آغاز انعقاد تو را گریه می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *