+ - x
 » از همین شاعر
1 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
2 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
3 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
4 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
5 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
6 زندگی بشتافت، یا من؟
7 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
8 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
9 در سوگ استاد شکوری
10 من زمستان وطن را یاد کردم

 » بیشتر بخوانید...
 سلام
 دمی که از سر کویت روانه می گردم
 تو چرا جمله نبات و شکری
 تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
 به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
 بخش دوازدهم
 هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری
 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
 باور

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *