+ - x
 » از همین شاعر
1 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
2 در سوگ استاد شکوری
3 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
4 ای دوست خدا حافظ
5 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
6 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
7 من زمستان وطن را یاد کردم
8 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
9 گریه ی انگور ها در جام ها
10 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل

 » بیشتر بخوانید...
 شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را
 تو هم مثل من از خود در حجابی
 بارون
 هر که را ذوق دین پدید آید
 اندرز
 سفر بخير برو
 گشتم دچار گردش دوران کمک، کمک
 خبر واده کز این دنیای فانی
 بازگشت
 ای روی مه تو شاد خندان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *