+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه ی انگور ها در جام ها
2 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
3 من زمستان وطن را یاد کردم
4 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
5 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
6 ای دوست خدا حافظ
7 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
8 در سوگ استاد شکوری
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 زندگی بشتافت، یا من؟

 » بیشتر بخوانید...
 ای جان، چندان خوبی، نوباوه ی یعقوبی
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
 بگفتم عذر با دلبر که بی گه بود و ترسیدم
 ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
 وطن
 از آنسوی هستی
 ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
 به غم فرونروم باز سوی یار روم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *