+ - x
 » از همین شاعر
1 در سوگ استاد شکوری
2 ای دوست خدا حافظ
3 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
4 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
5 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
6 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
7 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
8 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
9 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
10 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی

 » بیشتر بخوانید...
 تو هم مثل من از خود در حجابی
 دود دل ما نشان سوداست
 کوچه ی ما
 در چشمانت
 ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند
 مادر
 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
 آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
 ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش
 هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من زمستان وطن را یاد کردم
برف و باران وطن را یاد کردم

چون درختی در کویر تشنه خُشکم
چشمه ساران وطن را یاد کردم

در هوای دشت و کوهش سینه تنگم
باغ و بُستان وطن را یاد کردم

در میان شوره زار خالی از باد
کِشتزاران وطن را یاد کردم

گَرد و خاک خرمنش بر دیده هایم
مرد دهقان وطن را یاد کردم

یخ زدم اندر محیط سرد بی مهر
مهر رخشان وطن را یاد کردم

جانم از "نُفل" غریبی سیر و پُر شد
چایی و نان وطن را یاد کردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *