+ - x
 » از همین شاعر
1 ناودانها
2 خیال من یقین من
3 دریا
4 انتظار
5 خداحافظ گل سوری
6 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
7 درخت
8 گرد راه
9 ملت من
10 سفر بخير برو

 » بیشتر بخوانید...
 کوچه گرد
 کو شراب کهنی تا برد از هوش مرا؟
 آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
 نحن الی سیدنا راجعون
 سحرگه ره روی در سرزمینی
 ببام عرش می تازد شهء گردون سوار ما
 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
 بیا کامروز گرد یار گردیم
 مادر

۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳

من و دریچه ی من
تو و دریچه ی تو
ببین كه صبح به دروازه ی كه می كوبد
ستاره های پی آورد شام دوشین را
ببین كه روز لب بام خانه ی چه كسی
سرود زایش فردای سبز دامن را
به پیشواز ورود بهار می خواند؟
مرا اگرچه تعلق به هیچ جایت نیست
زهر چه بیشتر اما
دلم به بی كسی چشمهات می سوزد
كه یك بهار گل انتظار چید و كسی
امید برگ نگاهی در آن بكار نبست
و در میان سیه كاسه های نومیدیش
تپید تنگ به بیهودگی و
( تنگ! )
شكست
خدا خراب كند تخته بند قلب ترا
كه از سیاهی بسیار او ندانستی
كدام دست مرا با تو می زند پیوند
كدام دست مرا از تو دور می سازد

كابل 13 سنبله 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *