+ - x
 » از همین شاعر
1 آزادی
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
4 با یاد چشمهای تو
5 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
6 من و دریچه ی من
7 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
8 درخت
9 خیال من یقین من
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 ای زیان و ای زیان و ای زیان
 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
 سرچشمه
 از عموهایت
 تو جام عشق را بستان و می رو
 اگر تو جان ندهی می برد ملاحت يار
 سکوت
 اگر این مکتب است و این ملا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این ملت منست كه دستان خویش را
بر گرد آفتاب كمربند كرده است
این مشت های اوست كه می كوبد از یقین
دروازه های بسته ی تردید قرن را
ایمان بیاوردید!
تنها ترین پیامبر
اینك
ملتم
با آیه های خشم خدا قد كشیده است
این ملت منست كه تكرار می شود
با نام انسان
با واژه ی عشق
این اوست
اوست
اوست
كه شیپورهاش را
شیپورهای فتح پیام آشناش را
آورده در صدا
بیدار میكند
هشدار میدهد

كابل – 15 سنبله 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *