+ - x
 » از همین شاعر
1 گرد راه
2 انتظار
3 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
4 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
5 پارسی
6 من و دریچه ی من
7 سفر بخير برو
8 در انتحار لحظه ها
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 عشق چیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 اندر مذمت انواع آزادی
 بشوق کوی تو ای مهوش عديم مثال
 راست و دروغ
 قید هستی نیست مانع خاطرآزاده را
 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
 ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی
 زاهد اگرچه لاف ز پرهيز می زند
 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم
 عاقبت عشقت مرا رنجور کرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این ملت منست كه دستان خویش را
بر گرد آفتاب كمربند كرده است
این مشت های اوست كه می كوبد از یقین
دروازه های بسته ی تردید قرن را
ایمان بیاوردید!
تنها ترین پیامبر
اینك
ملتم
با آیه های خشم خدا قد كشیده است
این ملت منست كه تكرار می شود
با نام انسان
با واژه ی عشق
این اوست
اوست
اوست
كه شیپورهاش را
شیپورهای فتح پیام آشناش را
آورده در صدا
بیدار میكند
هشدار میدهد

كابل – 15 سنبله 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *