+ - x
 » از همین شاعر
1 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
2 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
3 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
4 من و دریچه ی من
5 دو رباعی
6 پارسی
7 ملت من
8 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
9 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
10 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم

 » بیشتر بخوانید...
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 سکه رخسار ما جز زر مبادا بی شما
 سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
 گر چه ما بندگان پادشهیم
 ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او
 تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
 پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
 بدزد گردن بی مغز برفراخته را

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
من آن توفنده خاشاكم كه در گلخن نمی گنجم
سر و پا رونق آرای دو عالم نقش معنایم
بگیریدم بگیریدم كه من در من نمی گنجم
من آتشبازی آواز های عید موعودم
مرا فارغ كنید از تن كه من درتن نمی گنجم
غبار هیچ گرد ره نیم در چشم كس لیكن
خیال آیینه یی دارم كه در گلشن نمی گنجم
سرود برق ریزیهای فصل رویش و رنگم
شرار مشعل طورم كه در خرمن نمی گنجم
مرا فریاد گاهی در مسیر نیستان باید
من آن دردم كه در پیچاك یك شیون نمی گنجم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *