+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
3 گرد راه
4 خیال من یقین من
5 درخت
6 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
7 عشق چیست؟
8 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
9 با یاد چشمهای تو
10 خداحافظ گل سوری

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل بی بهره از بهرام ترس
 بعد از هزار سال دلم را بلد نشد
 ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
 خوش خبر باشی ای نسیم شمال
 طارت حیلی و زال حیلی
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 شتر را بچه او گفت در دشت
 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
 از جرم گل سیاه تا اوج زحل
 رسید ترکم با چهره های گل وردی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
من آن توفنده خاشاكم كه در گلخن نمی گنجم
سر و پا رونق آرای دو عالم نقش معنایم
بگیریدم بگیریدم كه من در من نمی گنجم
من آتشبازی آواز های عید موعودم
مرا فارغ كنید از تن كه من درتن نمی گنجم
غبار هیچ گرد ره نیم در چشم كس لیكن
خیال آیینه یی دارم كه در گلشن نمی گنجم
سرود برق ریزیهای فصل رویش و رنگم
شرار مشعل طورم كه در خرمن نمی گنجم
مرا فریاد گاهی در مسیر نیستان باید
من آن دردم كه در پیچاك یك شیون نمی گنجم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *