+ - x
 » از همین شاعر
1 ملت من
2 ناودانها
3 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
4 من و دریچه ی من
5 انتظار
6 مادر
7 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
8 عشق چیست؟
9 درخت
10 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم

 » بیشتر بخوانید...
 دل آن باشد که آرامی ندارد
 جانا بیار باده و بختم بلند کن
 چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
 همنفسی
 بازی
 اگر با تو نبودم
 نگفتم دوش ای زین بخاری
 می رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
 در فاصله ی دردناک آب، میان قاره ها
 ای ظریف جهان سلام علیک

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
من آن توفنده خاشاكم كه در گلخن نمی گنجم
سر و پا رونق آرای دو عالم نقش معنایم
بگیریدم بگیریدم كه من در من نمی گنجم
من آتشبازی آواز های عید موعودم
مرا فارغ كنید از تن كه من درتن نمی گنجم
غبار هیچ گرد ره نیم در چشم كس لیكن
خیال آیینه یی دارم كه در گلشن نمی گنجم
سرود برق ریزیهای فصل رویش و رنگم
شرار مشعل طورم كه در خرمن نمی گنجم
مرا فریاد گاهی در مسیر نیستان باید
من آن دردم كه در پیچاك یك شیون نمی گنجم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *