+ - x
 » از همین شاعر
1 خیال من یقین من
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 انتظار
4 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
5 با یاد چشمهای تو
6 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 ملت من
9 مادر
10 گرد راه

 » بیشتر بخوانید...
 پس از سکوت بلند
 ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
 ناله ای در سکوت
 آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
 هر که را ذوق دین پدید آید
 خمخانه ی عشرت
 خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
 قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
 ایا گم گشتگان راه و بیراه

۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۱

هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
دل را تسلی از در و دیوار میكنم
از بسكه با خیال وی آغشته میشوم
هر ذره را خیال سپیدار میكنم
با جفت كفتر ته ی پرچال بام شان
از دور دور قصه ی بسیار میكنم
آنجا برای دفع گمان بد كسان
تمثیل نقش مردم هشیار میكنم
نذرانه ی مراد همه سیم و زر بود
من نان گرم نذر رخ یار میكنم
در ماه، در ستاره ی شام و غروب شهر
او را تمام باغچه دیدار میكنم
از جنس دل ز سینه دكانی گشوده ام
سر تا به پای عشقم و بازار میكنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *