+ - x
 » از همین شاعر
1 خیال من یقین من
2 درخت
3 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
4 ملت من
5 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
6 عشق چیست؟
7 من و دریچه ی من
8 با یاد چشمهای تو
9 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
10 گرد راه

 » بیشتر بخوانید...
 ما آفت جان عاشقانیم
 ای صد هزار خرمن ها را بسوخته
 نگاهی فر این جان در بدن بین
 دل و جان را در این حضرت بپالا
 آمد آمد نگار پوشیده
 اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
 من مست می عشقم
 در فروبند که ما عاشق این میکده ایم
 غزل خستگی
 مهمان یاد های توام در دوام شب

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴

گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
از که باید داشت چشم مردی عیارها
خانه بر دوشم قبای خود کجا بر افگنم
بر زمینم نیست جایی جز ستیغ دارها
کو کجا شد گوهر یکدانه در بازار عشق
جز متاع قلب ویران در کف غمخوارها
در کنار مکر و بازار دغا خر مهره ماند
قدر گوهر کس نداند در صدف طرارها
تا نگه را سکه چشمان او بیتاب کرد
می تپم درآتش امواج آن شرارها
عشق آئین خدا و توتیای چشم ماست
گر فریبد چشم مردم بعد ازین هم بارها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *