+ - x
 » از همین شاعر
1 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
2 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
3 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
4 ناودانها
5 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
6 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
7 آزادی
8 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
9 در انتحار لحظه ها
10 خیال من یقین من

 » بیشتر بخوانید...
 انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است
 من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
 همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
 شعر ناتمام
 شب
 تهمینه
 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
 ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
 صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
 بسوزد مومن از سوز و جودش

۴.۹
امتیاز: ۴.۹ | مجموع آراء: ۹

دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
اوج ادب، نوازش دلهاست پارسی
در سرزمين عاطفه ها محور سخن
خورشيد تابناک و چه زيباست پارسی
گسترده در مسير عبور زلال مهر
آهنگ دلنشين غزلهاست پارسی
آنجا که عشق را بنگارند و جان دهند
قلب سخن قريحۀ يکتاست پارسی
گر با من از حرارت ِ دل حرف ميزنی
روح کلام و عطر سخنهاست پارسی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

وحیـــــــــد حیــــــــدری :

سلام خدمت همه دست اندرکاران این سایت. مسرورم که با چنین سایت ادبی و فرهنگی امروز آشنا شدم.ولی خیلی ها برایم دلچسپ و خوش آیند بود تشکر به امید پیروزی و کامیابی هر بیشتر تان.
با احترام وحید حیدری از بلخ.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *