+ - x
 » از همین شاعر
1 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
2 دریا
3 سفر بخير برو
4 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
5 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
6 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
7 پارسی
8 من و دریچه ی من
9 درخت
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی
 گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
 سیگار
 یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
 ای غافل از رنج هوس آیینه پردازی چرا
 وصال او ز عمر جاودان به
 همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
 ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
 سلیمانا بیار انگشتری را
 خال سيه که در بر رخسار دلبرست

۴.۹
امتیاز: ۴.۹ | مجموع آراء: ۹

دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
اوج ادب، نوازش دلهاست پارسی
در سرزمين عاطفه ها محور سخن
خورشيد تابناک و چه زيباست پارسی
گسترده در مسير عبور زلال مهر
آهنگ دلنشين غزلهاست پارسی
آنجا که عشق را بنگارند و جان دهند
قلب سخن قريحۀ يکتاست پارسی
گر با من از حرارت ِ دل حرف ميزنی
روح کلام و عطر سخنهاست پارسی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

وحیـــــــــد حیــــــــدری :

سلام خدمت همه دست اندرکاران این سایت. مسرورم که با چنین سایت ادبی و فرهنگی امروز آشنا شدم.ولی خیلی ها برایم دلچسپ و خوش آیند بود تشکر به امید پیروزی و کامیابی هر بیشتر تان.
با احترام وحید حیدری از بلخ.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *