+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 من و دریچه ی من
3 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
4 درخت
5 خیال من یقین من
6 ناودانها
7 مادر
8 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
9 پارسی
10 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی

 » بیشتر بخوانید...
 با این همه مهر و مهربانی
 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
 ترانه ی زنان زیبا روی
 تقلا در تهی
 این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره ای
 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
 هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
 گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده ست
 افسانه تلخ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *