+ - x
 » از همین شاعر
1 دریا
2 سفر بخير برو
3 ملت من
4 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
5 ناودانها
6 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
7 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
8 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
9 عشق چیست؟
10 درخت

 » بیشتر بخوانید...
 من نیت آن کردم تا باشم سودایی
 تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو
 هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی
 دنیای مردان
 ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
 ای دشمن عقل من وی داروی بی هوشی
 تا که ياد ابروی آن ماه سيما می کنم
 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
 زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
 عشق خفته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *