+ - x
 » از همین شاعر
1 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
2 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
3 انتظار
4 دو رباعی
5 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
6 خداحافظ گل سوری
7 با یاد چشمهای تو
8 ملت من
9 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
10 مادر

 » بیشتر بخوانید...
 رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار
 بشوران کله را هی! هی! شهید پیسه دار آید
 روضه خلد برین خلوت درویشان است
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
 طعنه ساز
 ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
 دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
 طفل یتیم
 بیست و چهارم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *