+ - x
 » از همین شاعر
1 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
2 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
3 ناودانها
4 خداحافظ گل سوری
5 خیال من یقین من
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
8 آزادی
9 در انتحار لحظه ها
10 من و دریچه ی من

 » بیشتر بخوانید...
 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
 در جنان جان تماشا نيست کار هر کسی
 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
 ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
 برون کن کینه را از سینهٔ خویش
 آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا
 یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید
 تو خود دانی که من بی تو عدم باشم عدم باشم
 این روز ها و خون من و گردن از شما
 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *