+ - x
 » از همین شاعر
1 خیال من یقین من
2 عشق چیست؟
3 مادر
4 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
5 دو رباعی
6 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
7 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
8 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
9 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
10 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

 » بیشتر بخوانید...
 ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده ست او
 یکی از حجرهٔ خلوت برونی
 گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
 بدخشانم
 کیست در این شهر که او مست نیست؟
 صبحدم شد زود برخیز ای جوان
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
 از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
 پرتگاه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *