+ - x
 » از همین شاعر
1 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
2 پارسی
3 درخت
4 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
5 آزادی
6 در انتحار لحظه ها
7 دریا
8 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
9 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
10 من و دریچه ی من

 » بیشتر بخوانید...
 کابل
 حسودان را ز غم آزاد کردم
 باده ده، ای ساقی هر متقی
 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
 سوی عدم اگرچه ز جور تو پر زدم
 آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
 امروز روز قتل بسر ميرسد مرا
 امروز من و باده و آن یار پری زاده
 این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
 سر نهاده بر قدم های بت چین نیستی

۴.۶
امتیاز: ۴.۶ | مجموع آراء: ۹

کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
که گويي عاشقی از عشقهايش باز مى خواند
چه افتادست ياران خلوت گلخانه پرپر شد
مگر بشکسته بالى از پر و پرواز مى خواند
غزل گل کرده از اندام خار و خس بيابان را
کسی از جلوه می گويد کسی از ناز مى خواند
به آهنگی که در خون مى نشاند خاطر عاصی
محبت پيشه يي از آيه هاى راز می خواند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

الهام:

واقعا که این شعر زیباست. با صدای زیبای فیاض حمید، زیباتر هم به نظر می رسد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *