+ - x
 » از همین شاعر
1 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
2 گرد راه
3 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
4 خداحافظ گل سوری
5 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
6 مادر
7 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
8 انتظار
9 من و دریچه ی من
10 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی

 » بیشتر بخوانید...
 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به
 ای در ما را زده شمع سرایی درآ
 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
 مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
 قدت طوبی، رخت ماه تمام است
 حدیث شعر
 دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
 شاهدان گر دلبری زین سان کنند
 کس با چو تو یار راز گوید
 کار من اینست که کاریم نیست

۴.۶
امتیاز: ۴.۶ | مجموع آراء: ۹

کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
که گويي عاشقی از عشقهايش باز مى خواند
چه افتادست ياران خلوت گلخانه پرپر شد
مگر بشکسته بالى از پر و پرواز مى خواند
غزل گل کرده از اندام خار و خس بيابان را
کسی از جلوه می گويد کسی از ناز مى خواند
به آهنگی که در خون مى نشاند خاطر عاصی
محبت پيشه يي از آيه هاى راز می خواند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

الهام:

واقعا که این شعر زیباست. با صدای زیبای فیاض حمید، زیباتر هم به نظر می رسد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *