+ - x
 » از همین شاعر
1 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
2 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
3 مادر
4 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
5 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
6 انتظار
7 دریا
8 من و دریچه ی من
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 با یاد چشمهای تو

 » بیشتر بخوانید...
 هدیه
 امتداد شکیبایی
 نالد به حال زار من امشب سه تار من
 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
 ز آن می که حیات جاودانیست بخور
 آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
 به غير از آستانت جا ندارم
 پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می رسد
 سر زلفت به هر کس تار دارد
 می واژه

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۸

خیال من یقین من
جناب کفر و دین من
بهشت هفتمین من
دیار نازنین من

کوه و کمر غلام شان
قیامتی قیام شان
چه آفتابی و آتشی
چه مردان سر کشی

شهادت و مراد را
بگوش سنگ سنگ خود
چه سخت نعره میکشد
گلوی سر زمین من

به خانه خانه رستمی
به خانه خانه آرشی
برای روز امتحان
دلاوری کمان کشی

چه سر فراز ملتی
چه سر بلند مردمی
که خاک راه شان بود
شرافت جبین من


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب:

این شعر درآهنگ "فرهاد دریا" چه شورآفرین است. یاد عاصی فرزانه گرامی باد! پروردگار بیامرزدش.




زهرا:

باحرف جناب شکیب موافقم این شعر بااهنگ فرهاد دریا غوغا میکند




احمد امید:

چه زیبا سرود واه واقعآ زیباست!!!




مهریه:

واقعا زیباست




ایرج:

واقعآ آهنگ عالی و شور آفرین است وقتی این آهنگ را میشنوم اشک از چشمانم جاری میشود واقعآ عالی است.




شنسب:

الله متعال جنت برین را نصیب عبدالقهار عاصی بگرداند. و بازماندگانش را صبر جمیل نصیب فرماید. امین. چه یک روز بد بود روزی که عاصی بزرگ توسط اسلحه ساخت کفار به شهادت رسید.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *