+ - x
 » از همین شاعر
1 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
2 گرد راه
3 درخت
4 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
5 در انتحار لحظه ها
6 خیال من یقین من
7 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
8 سفر بخير برو
9 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
10 عشق چیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
 من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
 از اینگونه مردن...
 آبسال
 دیوارها
 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
 شدم به سوی چه آب همچو سقایی
 عید است و آخر گل و یاران در انتظار
 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *