+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
3 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
4 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
5 در انتحار لحظه ها
6 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
7 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
8 دو رباعی
9 ناودانها
10 به هوای تازه ماند غزل من و غم من

 » بیشتر بخوانید...
 به سوی ما نگر چشمی برانداز
 نگاهش نقشبند کافری ها
 گویم سخن لب تو یا نی
 ظرف استغنا
 بیایید بیایید که گلزار دمیده ست
 چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
 طرز خوبان
 بویی ز گردون می رسد با پرسش و دلداریی
 دوش آمد بر من آنکه شب افروز منست
 ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *