+ - x
 » از همین شاعر
1 آزادی
2 خداحافظ گل سوری
3 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
4 عشق چیست؟
5 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
6 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
7 من و دریچه ی من
8 انتظار
9 مادر
10 پارسی

 » بیشتر بخوانید...
 نباشد عیب پرسیدن، ترا خانه کجا باشد
 کیستم من
 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
 خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
 با روی تو کفر است به معنی نگریدن
 هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
 هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست
 بده آن باده جانی که چنانیم همه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *