+ - x
 » از همین شاعر
1 پارسی
2 گرد راه
3 من و دریچه ی من
4 مادر
5 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
6 خیال من یقین من
7 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
8 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
9 ملت من
10 آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
 بیا تا کار این امت بسازیم
 به پیشت نام جان گویم زهی رو
 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
 گر من ز دست بازی هر غم پژولمی
 اشتباه باور
 ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
 نماد ترازو
 بیست و پنجم
 باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *