+ - x
 » از همین شاعر
1 خداحافظ گل سوری
2 درخت
3 آزادی
4 دو رباعی
5 انتظار
6 ناودانها
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 در انتحار لحظه ها
9 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
10 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها

 » بیشتر بخوانید...
 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
 چهاربیتی ها (بخش چهارم)
 عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
 يارب اين موج است يا جوش خم لبريز ما؟
 دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
 ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی
 چنان مست است از آن دم جان آدم
 فراموشی مقام خاص باشد اهل تمکين را
 دریا

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵

تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
كه همه آيت عشقی كه همه لطف و عطايی
مگر از قوم بهشتی، مگر از شهر حوايی
كه سراپای عزيزی كه مراد دل مايی
نه كه معبود زمينی، نه كه آرايشی عرشی
كه در الفاظ نگنجی، كه در انديشه نيايی
دو جهان رحمت عرشی، دو جهان بخت بلندی
دو جهان نور و نوازش، دو جهان شهد و شفايی
همه قدسيت كعبه، همه اعجاز و پيامی
تو مسيحی، تو كليمی، تو محمد، تو خدايی
به مثل خانه ای شعری به مثل تنگ شرابی
كه به جان و دل عاصی، نه بمانی نه برايی


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمـــــــــد سمیـــــــر:

بسيار علٰي گفته




سمیع:

بسیار سروده زیبا ولی ندانستم که به وصف کی سروده شده؟




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *