+ - x
 » از همین شاعر
1 ناودانها
2 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
3 عشق چیست؟
4 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
5 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
6 پارسی
7 انتظار
8 درخت
9 دو رباعی
10 خیال من یقین من

 » بیشتر بخوانید...
 گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
 عشق باطله
 آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
 نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!
 بسيار کنج و کاو مکن اختيار نيست
 من اگر مستم اگر هشیارم
 مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
 گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
 الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی آیی
 گل بر يخنت در سر جاکت زده ای باز

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *