+ - x
 » از همین شاعر
1 خداحافظ گل سوری
2 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
3 آزادی
4 خیال من یقین من
5 عشق چیست؟
6 من و دریچه ی من
7 درخت
8 ناودانها
9 مادر
10 دو رباعی

 » بیشتر بخوانید...
 اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
 خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
 سفر کردم به هر شهری دویدم
 روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
 به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
 اندک اندک راه زد سیم و زرش
 ربايد غم ز دلها نام جان افزای ميخانه
 لبخند
 آن یوسف خوش عذار آمد
 ویلن نواز ناز

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *