+ - x
 » از همین شاعر
1 انتظار
2 با یاد چشمهای تو
3 پارسی
4 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
5 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
6 مادر
7 عشق چیست؟
8 ملت من
9 خیال من یقین من
10 آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
 گر دم از شادی وگر از غم زنیم
 تا این خرد خام تو، معیار بود
 خاطره ها
 حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
 غزل بزرگ
 رو رو که از این جهان گذشتی
 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
 آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست
 هر کجا بوی خدا می آید

۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۶

قفس خون میشود تا میکشد آواز آزادی
کهستان می تپد تا میکند پرواز آزادی
گلوی بغض سنگ از هیبتش خورشید میزاید
زهی بانگ بلند مشرق اعجاز آزادی
همانگ نماز عشق و عاشورای این مردم
شگفتن را از آتش می شود آغاز آزادی
به روز جان نثاری حین تجلیل از قیام و خون
برقص می آرد اندر، مرگ را بی ساز آزادی
بخون مرده آتش می زند شور نیایش را
به رامش می نشاند شهر را همراز آزادی
چی جام ارغوانی و چی سیمای بنفشینه
زهی گلرنگ آزادی زهی گلباز آزادی
صدایی از تفنگستان مد و سنگ می آید
قیامت کرده در کوه و بیابان باز آزادی
چراغ هفت رنگ استخوان سرزمین من
دیت پیمود آزادی دیت پرداز آزادی
دل نامرد و جاسوس از حضورش تنگ می گردد
چه شیرین محضری دارد به این انداز آزادی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *