+ - x
 » از همین شاعر
1 انتظار
2 عشق چیست؟
3 دو رباعی
4 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
5 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
6 ملت من
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 خیال من یقین من
9 سفر بخير برو
10 مادر

 » بیشتر بخوانید...
 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
 ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو
 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
 وقتی که شعر وسوسه انگیز می شود
 این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
 مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
 گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
 نگر خود را بچشم محرمانه

۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۶

قفس خون میشود تا میکشد آواز آزادی
کهستان می تپد تا میکند پرواز آزادی
گلوی بغض سنگ از هیبتش خورشید میزاید
زهی بانگ بلند مشرق اعجاز آزادی
همانگ نماز عشق و عاشورای این مردم
شگفتن را از آتش می شود آغاز آزادی
به روز جان نثاری حین تجلیل از قیام و خون
برقص می آرد اندر، مرگ را بی ساز آزادی
بخون مرده آتش می زند شور نیایش را
به رامش می نشاند شهر را همراز آزادی
چی جام ارغوانی و چی سیمای بنفشینه
زهی گلرنگ آزادی زهی گلباز آزادی
صدایی از تفنگستان مد و سنگ می آید
قیامت کرده در کوه و بیابان باز آزادی
چراغ هفت رنگ استخوان سرزمین من
دیت پیمود آزادی دیت پرداز آزادی
دل نامرد و جاسوس از حضورش تنگ می گردد
چه شیرین محضری دارد به این انداز آزادی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *