+ - x
 » از همین شاعر
1 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
2 در انتحار لحظه ها
3 خیال من یقین من
4 انتظار
5 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
6 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
7 با یاد چشمهای تو
8 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
9 ملت من
10 خداحافظ گل سوری

 » بیشتر بخوانید...
 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
 ای دم به دم مصور جان از درون تن
 به حق چشم خمار لطیف تابانت
 هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام
 ای جوانان عجم
 جان من و جان تو بستست به همدیگر
 ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
 خانه - مرد
 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵

من یاد گرفته ام که چون کام درید
آموخته ام که چون سر از درد کشید
بگذار هرآنچه می توانند کنند
من خونم را به کس نخواهم بخشید


****


شب آمد و شهر را به افسون بگرفت
شمشیر کشید و هیر و هامون بگرفت
تا بانگ نماز صبح را بشنیدم
سجادۀ اعتماد را خون بگرفت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *