+ - x
 » از همین شاعر
1 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
2 دو رباعی
3 سفر بخير برو
4 مادر
5 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
6 در انتحار لحظه ها
7 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
8 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
9 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
 هر چه داری، وفا نداری يار
 ز هر چیزی ملول است آن فضولی
 از دلم صورت آن خوب ختن می نرود
 ای دوست خدا حافظ
 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
 باد بین اندر سرم از باده ای
 ای ستاره ها
 نقاشی

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۱

اگر می شد

اگر ميشد كه دردم را برايت گريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم

جوانی را وفا را عشق را ديوانگی ها را
بنام آرزو در يك لقايت گريه می كردم

اگر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو می نشستم از جفايت گريه می كردم

لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كردم

اگر عيبی ترا نسبت نمی شد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كردم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهروز:

khaili ghashang hast mofagh bashid




یاسین منصوری:

Salam




اوكتاى:

چه شعر قشنگ و دلنشين. روحش شاد و يادش گرامى باد!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *