+ - x
 » از همین شاعر
1 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
2 در انتحار لحظه ها
3 عشق چیست؟
4 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
5 ناودانها
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 انتظار
8 درخت
9 ملت من
10 دو رباعی

 » بیشتر بخوانید...
 زندگی
 در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
 نباشد بی عصا امداد طاقت پیکر خم را
 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
 باد بین اندر سرم از باده ای
 دشمن خویشیم و یار آنکه ما را می کشد
 ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

حروف قصه ی سبز شكوفه كاری عشق!
جرس شكسته فضای خیال كوچه ی دل
به انتظار هجوم نسیم فصل شماست
هوای خاطر این خسته رهگذر كنید
چراغ معجزه ی آتش سترگ مرا
- دل بزرگ مرا-
به انتظار فروغ دگر ز شعر دگر
امید وار كنید

***

كشان كشانم از این تنگنا برون آرید
به عاشقانه ترین شیوه ام شكار كنید

***

اسیر پنجه ی سرما سكوتی ام منهید
ستارگان مقدس
مرا بهار كنید.

6 سرطان 1363 كابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *