+ - x
 » از همین شاعر
1 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
2 خداحافظ گل سوری
3 سفر بخير برو
4 در انتحار لحظه ها
5 پارسی
6 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
7 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
8 دو رباعی
9 درخت
10 عشق چیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 چو آن کان کرم ما را شکارست
 خیانت کردی اما...
 دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
 یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
 یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی
 ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
 سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
 در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی
 دو سروده تازه از شاپور احمدی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵

ترا هر شام می بینم
كه از سوی دیاران غروب
از كشتزاران غریب و دور می آیی
و با خود دسته ای از خوشه های سبز ناز و بوسه می آری
ترا هر شام می بینم
كه با دریاچه های مهربان
دستان خویش
از خوشه های سبز
گورستان سرداران دوزخ را
بهار، آئینه می بندی
ترا هر شام می بینم
كه خورشید از فراز شانه هایت جلگه را بدرود می گوید
وخود، در آستان حسرت صبح دگر
یاقوت چشمش را
نگین تاج های كاج های جنگل بی سایه می سازد
ترا هر شام می بینم

كابل- 11 ثور 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *