+ - x
 » از همین شاعر
1 ملت من
2 انتظار
3 گرد راه
4 در انتحار لحظه ها
5 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
6 دو رباعی
7 پارسی
8 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
9 خداحافظ گل سوری
10 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند

 » بیشتر بخوانید...
 صوفیان در دمی دو عید کنند
 خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
 چند بوسه وظیفه تعیین کن
 درون ظلمتی می جو صفاتش
 چرا
 ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
 سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
 امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری
 از قصه حال ما نپرسی
 این طرف و آن طرف

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۱۱

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *