+ - x
 » از همین شاعر
1 درخت
2 در انتحار لحظه ها
3 من و دریچه ی من
4 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
5 انتظار
6 عشق چیست؟
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
9 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
10 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
 روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
 چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
 اغوا
 گل سرخ و گل زرد
 گشته مهمان من آن سرو خرامان امشب
 تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
 مرا در واژه ها جویید
 امشب، هرشب

۳.۶
امتیاز: ۳.۶ | مجموع آراء: ۱۲

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *