+ - x
 » از همین شاعر
1 ملت من
2 خیال من یقین من
3 آزادی
4 پارسی
5 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
6 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
7 ناودانها
8 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
9 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
10 من و دریچه ی من

 » بیشتر بخوانید...
 شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
 عشق بین با عاشقان آمیخته
 گرد راه
 گرچه دوزخ را گناهم در تلاطم آورد
 هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
 خودی روشن ز نور کبریائی است
 جان من و جان تو بستست به همدیگر
 توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۱۳

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *