+ - x
 » از همین شاعر
1 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
2 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
3 در انتحار لحظه ها
4 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
5 درخت
6 پارسی
7 گرد راه
8 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
9 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
10 خیال من یقین من

 » بیشتر بخوانید...
 آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
 شاهدان گر دلبری زین سان کنند
 چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
 علاج چشم عمر
 هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
 من اشتر مست شهریارم
 بین دو بیداری
 به تن با ما به دل در مرغزاری

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۱۳

به هوای تازه ماند غزل من و غم من
به خدا ترا رساند غزل من و غم من
همه اش سلام عشق است و كلام آشنایی
همه نور می فشاند غزل من و غم من
ز ادای مهربانی به مباركی رسیده
كه به نیمه ره نماند غزل من و غم من
چو قلندران صافی چو برهنه گان صادق
دغل و دغا نداند غزل من و غم من
به زمین شوره ی جان و به خاكتوده ی دل
گل سرخ پروراند غزل من و غم من
به قلمرو دل انگیز تخیلم فرود آی
كه همای می پراند غزل من و غم من

كابل ١٣٦٨ ه ش


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد شکیب سخا:

ضمن عرض سلام خدمت مدیر و یا مسؤل ( پنجره)
اثری که از مرحوم و شاد روان قهار عاصی درج کردید بسیار زیبا و به امید اینکه منظومه های بیشتر از آن شاعر فقید درج شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *