+ - x
 » از همین شاعر
1 نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
2 همچو نی می نالم از سودای دل
3 در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
4 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
5 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی
6 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
7 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
8 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
9 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
10 بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند (پیر هرات)

 » بیشتر بخوانید...
 این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
 تبعیدگاه
 حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما
 مطرب چو زخمه ها را بر تار می کشانی
 آیت غرور
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
 اینقدر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ما
 ای زهره
 ضعیف نیستیم

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *