+ - x
 » از همین شاعر
1 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
2 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
3 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی
4 آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
5 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
6 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم
7 نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
8 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
9 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
10 همچو نی می نالم از سودای دل

 » بیشتر بخوانید...
 چهل و سوم
 مسلمانان مرا وقتی دلی بود
 خاطره باغ
 ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده ست او
 دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
 مطرب عاشقان بجنبان تار
 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
 آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
 به کوی عشق تو من نامدم که بازروم

۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۱

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاری که من دارم
وگر دل را به خدای رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید دل زاری که من دارم
به خک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر
بکوی دلفریبان این بود کاری کهمن دارم
دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
هلکم می کند آخر پرستاری که من دارم
رهی آنمه بسوی من بچشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سیدضمیر هاشمی:

این شعر به حال من سروده شده....این شعر به حال من سروده شده....




احمد صمیم جباری :

یگانه آهنگ احمد ظاهر که با هر بار شنیدنش دیوانه میشوم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *