+ - x
 » از همین شاعر
1 جلوه ساقی
2 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
3 همچو نی می نالم از سودای دل
4 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
5 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
6 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
7 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
8 نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
9 ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
10 چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم

 » بیشتر بخوانید...
 گر بود يار يارم، نامهربان نمی شد
 به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
 اصلاً چرا؟
 بازسازی
 چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
 مگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی
 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
 بهار را باور کن
 چرا شاید چو ما شه زادگانیم
 مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴

نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
شاخه تکم بگرد خویشتن پیچیده ام
گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود
دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام
می دهم مستی به دلها گر چه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام
جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
نازک اندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر بشاخ نسترن پیچیده ام




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *