+ - x
 » از همین شاعر
1 واژه ی پنج حرف
2 واژه ها
3 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
4 تصویرها

 » بیشتر بخوانید...
 بعد ها
 حسودان را ز غم آزاد کردم
 قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا
 نه آن بی بهره دلدارم که از دلدار بگریزم
 ای دوش ز دست ما رهیده
 شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
 نرد کف تو بردست مرا
 امشب پریان را من تا روز به دلداری
 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تصویر ها چیست؟
جز از هجوم رنگ سیاه و سپید و زرد
در پهنه ی پلید ره انعکاس ها

تصویر ها چیست؟
این شیشه های سرد
چندان دروغ گفته به گوش زمان ما
کاین جا دگر کسی
باور نمیکند
دیریست مرده است

نی را نفس برای سرودن دمیدن است
در سرزمین شب زده ی خفته گان خاک
فرقی میان وحشت و آواز نی ز چیست؟

نی را نفس برای سرودن دمیدن است
در سینه های یخزده ی زنده مرده گان
جای دگر برای نفس ها نمانده است

در کوچه های متروک این سرزمین یاُس
جز چند قامتی
خسپیده روی شانه ی روح پلید شان
دیریست صدای پای کسی ره نمیبرد

ای شیشه های سرد!
قدصیت کتابی که حافظ به سینه اش
تا پا ی خاک برد
بر روی تان حرام
باری دگر بس است

این لاشه های شهر کلاغان گوشتخوار
چیزی به جز ز تصویر تصویر های خویش
هرگز نبوده اند

این لاشه های شهر کلاغان گوشتخوار
چیزی به جز ز تصویر تصویر های خویش
هرگز نبوده اند . . .


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *