+ - x
 » از همین شاعر
1 تصویرها
2 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
3 واژه ی پنج حرف
4 واژه ها

 » بیشتر بخوانید...
 صد دهل می زنند در دل ما
 ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو
 صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
 مهار تبسم
 نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
 ربايد غم ز دلها نام جان افزای ميخانه
 حضور ناب
 اگر سرمست اگر مخمور باشم
 امروز من و باده و آن یار پری زاده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
چو ندانیم ره این قافله فردا به كجاست

لب به پستان گنه آلود تو میمالم
لذتی بیشتر از لذت گناه كجاست

قطره ی كاز سر مژگان تو بر گونه چگد
ز بر گوشه ی لب هات صید بوسه ی ماست

دانه های عرق چاك یخن بین كه چسان
تشنه ی دست نوازش گر و بدنام گناهست

چهره ی كاسه ی خون دل انگور نگر
كه ز خاموشی او قافله ها پر ز صداست

امشب ای دخت گنه كار، گنه كارم كن
كه در آن لوح اثیر هرچه نوشته است رواست




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *