+ - x
 » از همین شاعر
1 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
2 تصویرها
3 واژه ی پنج حرف
4 واژه ها

 » بیشتر بخوانید...
 بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
 میلاد
 مست خوابی و نرگست باز است
 پارسی
 در خانه نشسته بت عیار کی دارد؟
 بودن
 سرنوشت رأی
 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
 عاشقی بر من پریشانت کنم
 گر علم خرابات تو را همنفسستی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
چو ندانیم ره این قافله فردا به كجاست

لب به پستان گنه آلود تو میمالم
لذتی بیشتر از لذت گناه كجاست

قطره ی كاز سر مژگان تو بر گونه چگد
ز بر گوشه ی لب هات صید بوسه ی ماست

دانه های عرق چاك یخن بین كه چسان
تشنه ی دست نوازش گر و بدنام گناهست

چهره ی كاسه ی خون دل انگور نگر
كه ز خاموشی او قافله ها پر ز صداست

امشب ای دخت گنه كار، گنه كارم كن
كه در آن لوح اثیر هرچه نوشته است رواست




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *