+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
2 دور از رخت سرای درد است خانه من
3 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
4 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
5 به دشمن آزادی زنان
6 ای درد تو آرام دل من
7 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
8 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
9 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
10 یار از دل من خیر ندارد

 » بیشتر بخوانید...
 مگیر ای ساقی از مستان کرانی
 فرست باده جان را به رسم دلداری
 چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
 ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا
 هر کجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
 خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
 معشوقه به رنگ روزگارست
 لعل بدخشان
 روحیست بی نشان و ما غرقه در نشانش
 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۷

ای درد تو آرام دل من
ای نام تو الهام دل من
یاد تو سر انجام دل من
از مهر تو پر جام دل من
وصلت ز جهان کام دل من

من عشق ترا پنهان نکنم
پیمان ترا ویران نکنم
با غیر تو من پیمان نکنم
بهر تو دریغ از جان نکنم
جان بخشمت و افغان نکنم

دانی تو که من بیمار توام
دلسوخته ی گفتار توام
جان باخته ی رفتار توام
تو یار منی من یار توام
من منتظر دیدار تو ام

باز آ ببرم ای دلبر من
بنشین به کنار بستر من
بر گیر و به دامان نه سر من
بنگر به دو چشمان تر من
ای دلبر من, ای دلبر من!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *